نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست

چشم تری که محو تماشای بیخودیست

در محشر شهادتیان نگاه او

دشت جنون و دامن صحرای بیخودیست

بی رنگ باش تا سبک از خویشتن روی

رنگ پریده زینت سیمای بیخودیست

خود را مگر ز روزن آیینه دیده است

چشم تو مست ساغر صهبای بیخودیست

جویا اسیر فکر «اسیر» که گفته است:‏

‏«آهم گواه محضر دعوای بیخودیست»‏

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس سرخوشی و بی‌خودی اشاره دارد. شاعر از چشمان خود که محو زیبایی‌ها و تجارب خاص است صحبت می‌کند، و نشان می‌دهد که در حالت بی‌خودی، انسان می‌تواند به سادگی از خود رها شده و به شگفتی‌ها توجه کند. شاعر به دنیای پر فراز و نشیب احساسات اشاره می‌کند و می‌گوید که بهتر است از خود و قیود رنگین دوری کنیم تا به آزادی و سبکی دست یابیم. او به چشمان مست و پرشور اشاره می‌کند که در جستجوی لذت و حقیقت هستند و در نهایت بر این نکته تأکید می‌کند که درد و آلام انسانی تنها نشان‌دهنده حقیقت این لحظات بی‌خودانه است.