شمارهٔ ۱۸۱ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سررشتهٔ امل همه ای دل به دست تست
تعمیر قصر عافیت اندر شکست تست
ترسیده چشم آینه رویان روزگار
از صافیی که با قدرانداز شست تست
قمری همین نه در گلوی تو است طوق
آزاده سرو هم به چمن پای بست تست
از خط جام حلقه کند نام باده را
این نشئه ای که در نگه نیم مست تست
جویا به خون نشسته گل و لاله در چمن
از رشک رنگ و بوی بت می پرست تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی و جستجوی آرامش و زیبایی در زندگی میپردازد. شاعر میگوید که سررشته عشق و دل در دست خود اوست و باید تلاش کند تا قصر آرامش را تعمیر کند، حتی اگر در شرایط سخت به نظر برسد. همچنین به زیبایی و جذابیتهای طبیعت نیز اشاره میکند، مانند قمری که در گلوی عشق و سرو آزادی که در چمن ایستاده است. در نهایت، شاعر به عشق و جذابیتهای آن اشاره میکند که در گل و لالهای که به خاطر رنگ و بوی محبوب مورد حسادت قرار گرفتهاند، نمود پیدا کرده است.