نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما راست ای سرآمد لیلی نگاه‌ها

از هر نگه به وادی وصل تو راه‌ها

از حیرت تو چون صف مژگان به دور چشم

مانده است خشک بر لب ما فوج آه‌ها

بر خاک جلوه‌گاه تو ای شمع بزم قدس

پروانه‌وار گرم تپیدن نگاه‌ها

توحید را وجود فلک‌ها دلیل بس

استاده بی‌ستون ز که این بارگاه‌ها؟

از مهر و ماه، پرردگیان حریم قدس

بر آسمان فکنده ز شوقت کلاه‌ها

جویا جواب آن غزل واعظ است این

دل‌ها ز های های غمت خانقاه‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی‌های عشقی است که به معشوق نسبت داده می‌شود. شاعر به تمجید از نگاه‌ها و صفات معشوق می‌پردازد و می‌گوید که از هر نگاهی به وصل و اتحاد با او راهی وجود دارد. او همچنین به حیرت و شوق ناشی از عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که این احوال در دل او و دیگران، باعث ناراحتی و آه کشیدن شده است. در ادامه، شاعر با توصیف معشوق به عنوان شمعی در بزم قدس، تصویری از عشق پاک و مقدس را به تصویر می‌کشد. او همچنین به معنای توحید و وجود عشق در آسمان‌ها اشاره می‌کند و با بیان اینکه دل‌ها در جستجوی پاسخی برای غم عشق هستند، احساسات عمیق خود را ابراز می‌کند.