نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در جهان بی اعتباری اعتبار عاشقی است

هر که صاحب اعتبار افتاد خوار عاشقی است

غنچهٔ دل گشت خندان دیده گریان شد چو ابر

داغها بشکفت گل گل، نوبهار عاشقی است

پرتو خورشید با نورش چو گرد تیره ای است

چهره آنکس که پنهان در غبار عاشقی است

داد از طوفان درد بیقراریهای عشق

زیر تیغ او تپیدنها قرار عاشقی است

از تزلزل در بنای عشق باشد محکمی

بر تپیدنهای دل جویا مدار عاشقی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عمق احساسات عاشقانه اشاره دارد. در جهانی که بی‌اعتباری حاکم است، تنها چیز باارزش و معتبر، عشق است. شاعر می‌گوید که کسی که از جذبه عشق دور می‌شود، در واقع خوار و بی‌ارزش شده است. دل همچون غنچه‌ای شکفته و شاداب است، در حالی که چشمان انسان به خاطر غم عشق، اشکبارند. عشق مانند نور خورشید است که بر ابرهای ظلمت می‌تابد. طوفان عشق و دردهای آن، حتى در شرایط سخت هم، نشانه‌ای از عشق حقیقی هستند. در نهایت، تزلزل‌ها و مشکلات در عشق، خود نشان‌دهنده استحکام و ارزش واقعی آن هستند.