شمارهٔ ۲۲۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
برای منصب خاشاک روبی نجف است
اگر بهم مژگان را همیشه جنگ صف است
زکشتزار دگر روزی اهل معنی را
برات دانهٔ ما بر قلمرو صدف است
نگاه شوخ تو غافل به سوی من افتد
فغان که تیر خطای ترا دلم هدف است
شکست آن در دندان ز بس رواج گهر
صدف به بحر ز افلاس سایل به کف است
فزود قدر زمعنی شناس معنی را
که رتبهٔ سخن از قابلیت ظرف است
به حضرت تو کسی را چه هم سری جویا
غلام قنبری و بر ملایکت شرف است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ارزش و مقام افراد در جامعه میپردازد و از مفاهیم عمیق معنایی سخن میگوید. شاعر به ما یادآوری میکند که در دنیای پر از تضادها، زیبایی و معنای عمیق در یک نگاه وجود دارد. او به قدرت کلام و اشعار اشاره میکند و میگوید که آنچه انسانها را برتر میکند، درک عمیق و شناسایی معانی است. در نهایت، او به جایگاه خود و دیگران در نزد خداوند و فرشتگان اشاره میکند و ارتباط خاصی را بین بندگان و معبود برقرار میسازد.