نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت

سرو هم از نخل قدش خلعت اندام یافت

ماند در دل اضطراب عشقم آخر برقرار

چون رگ گل موج می در ساغرم آرام یافت

مدتی چون ماه نو از غم دل خود خورده است

هر که از گردون لب نانی به صد ابرام یافت

پرده های چشم او از جوش حیرت خشک ماند

رخصت نظاره ات تا دیدهٔ بادام یافت

داد گل را رنگ و می را نشئه، مینا را شراب

از لبش در خورد استعداد هر کس کام یافت

از تواند اهل چمن هر یک به انعامی نهال

غنچه بو، گل رنگ، نرگس جام و سرو اندام یافت

کوه تمکینش چو جویا سایه بر دریا فکند

جوهر آیینهٔ موجش ز بس آرام یافت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت طبیعت و عشق پرداخته است. شاعر از نرگس و سرو به عنوان نمادهایی از زیبایی استفاده کرده و به تأثیر آنها بر دل و روح خود اشاره می‌کند. احساسات عشق و اضطراب شاعر در کنار تصویرسازی‌های دلنشین از گل‌ها و می، نشان‌دهنده‌ای از ارتباط عمیق بین انسان و طبیعت است. همچنین، شاعر به روح آرامش و سرشار از زیبایی خود و دیگران در میانه این زیبایی‌های طبیعی اشاره دارد و به طرز خاصی احساسات انسانی را با عناصر طبیعی درهم می‌آمیزد.