نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را

زند بر شیشهٔ چرخ برین سنگ مزارم را

نه تنها درد حرمان تو روزم را سیه دارد

چو داغ لاله در خون می‌کشد شب‌های تارم را

به یاد آن بهار جلوه گلریزان اشک من

کند رشک گلستان ارم، جیب و کنارم را

عجب گر تا دم محشر ز خواب ناز برخیزد

ربود از بس که چشم نیم مست او قرارم را

نشسته چو رگ یاقوت در خون جگر جویا

غمش در سختی از بس بگذراند روزگارم را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق درد و دلتنگی شاعر به خاطر فاصله‌اش از معشوق است. شاعر می‌گوید که همواره در حال رنج و اندوه است و یاد معشوقش شب و روزش را سیاه کرده است. او به یاد بهار و زیبایی‌های آن، اشک می‌ریزد و حسرت آن روزها را می‌خورد. همچنین به زیبایی چشم معشوق اشاره می‌کند که خواب را از او ربوده است. در نهایت، شاعر با تجسم رنج‌ها و سختی‌هایی که در زندگی گذرانده، نشان می‌دهد که غم او به مانند رگ یاقوت در خونش نشسته و همواره در حال جستجوی آن است.