شمارهٔ ۲۶۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کوکب به فلک زآتش پنهان که جسته است؟
این مشت شرر از دل سوزان که جسته است؟
از دل نشنیدیم بجز رایحهٔ درد
این قطرهٔ خون از سر مژگان که جسته است؟
تا دامن محشر ز تک و تاز نماند
این گوی فلک از خم چوگان که جسته است؟
هر ذرهٔ ناچیز از او طور تجلی است
این روشنی از شمع شبستان که جسته است؟
از پرتو او هر مژه ام شد رگ برقی
این کوکب روشن زگریبان که جسته است؟
خاکستر آیینهٔ دلهای سیاه است
این گرد ندانم که زدامان که جسته است؟
افروخته جویا زنگه بزم دو عالم
این برق ز ابر صف مژگان که جسته است؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر تصویرهای زیبایی از آتش و شعله را به کار میبرد و به گردش و تحرکات آسمان و جهان اشاره دارد. شاعر از "کوکب" و "شرر" صحبت میکند که نمادی از زیبایی و عشق هستند. او به درد و رنج ناشی از این احساسات اشاره میکند و میگوید که هر ذره از وجود معشوق نیز مانند شعلهای از روشنایی و نور است. در نهایت، شاعر به جستجوی زیبایی و نور در دنیای پر از تاریکی و غم میپردازد و از تاثیرات قدرت عشق بر زندگی و دلهای انسانها سخن میگوید.