شمارهٔ ۲۷۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
درویشیم به حشمت دارا برابر است
فقرم به پادشاهی دنیا برابر ا ست
آنجا که عشق شور به بحر دل افکند
یک قطرهٔ سرشک به دریا برابر است
وحشت مرا به عالم دیگر فکنده است
گمنامی ام به شهرت عنقا برابر است
دون همتی که سرکشی اش می خلد به دل
در پیش ما به خار کف پا برابر است
ما خلق خوش به شاهی عالم نمی دهیم
این گوشهٔ بهشت به دنیا برابر است
جویا به آرزو نرسد در جهان کسی
عمرش اگر به طول تمنا برابر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهندهی تفاوتهای عمیق میان مادیات و معنویت است. شاعر بیان میکند که درویشی و فقر او با حشمت و پادشاهی دنیا برابری دارد، یعنی ارزشهای معنوی از مادیات مهمترند. عشق و شور او به عمق دلش میافکند و احساساتش حتی یک قطره اشک هم، با دریای عشق برابر است. او احساستی از وحشت دارد که او را به دنیای دیگری میبرد و گمنامیاش را با شهرت برابری میکند. همچنین، دانستن اینکه ارزشهای روحی و اخلاقی در برابر دنیا اهمیت بیشتری دارد، تاکید میکند که خوشیهای واقعی نیاز به مقام و ثروت ندارند و گوشهای از بهشت را که در دل دارد، با هیچ چیز در دنیای مادی قابل تعویض نیست. در پایان تأکید میشود که هیچکس نمیتواند به آرزوهایش در این دنیا برسد، حتی اگر عمرش طولانی باشد.