نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خامشی با وضع شوخ آن صنم پیوسته است

با لبش از جوش شیرینی بهم پیوسته است

حلقه های چشم ارباب نظر با یکدگر

در سر کوی تو چون نقش قدم پیوسته است

شد ترا از گریه ام چشم ترحم اشکریز

روز باران سرشکم نم به نم پیوسته است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات شاعر دربارهٔ معشوقش می‌پردازد. شاعر می‌گوید که خاموشی او با حالت شوخ معشوق گره خورده و لبان او به نوعی شیرینی خاص مرتبط است. همچنین، او به حلقه‌های نگاه کسانی که شور و عشق را درک می‌کنند اشاره می‌کند که در کوی معشوق مانند نقش قدم‌های دلنشین با هم پیوند خورده‌اند. در نهایت، شاعر از اشک‌های خود سخن می‌گوید که دل‌تنگی‌اش را بیان می‌کنند و این اشک‌ها در روز بارانی به هم پیوسته‌اند.