نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها

می‌کند سوزن تهی پا را علاج خارها

پرنیان شعله می‌بافم ز تار و پود آه

می‌توان دریافت حالم از قماش کارها

گرد کلفت بس که آید با سرشک از دل به چشم

پرده‌های دیده در ما و تو شد دیوارها

هر قدر طول اَمَل، آزار مردم بیشتر

هست درخورد درازی پیچ و تاب مارها

نشتر مضراب چون بر رگ زنی طنبور را

خون به جای نغمه می‌آید برون از تارها

با بزرگان است جویا نشئهٔ کوچک دلی

هم‌زبان گردند با هر کودکی کهسارها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و آزارهای درونی شاعر می‌پردازد. او از تلاش برای فراموشی این آزارها صحبت می‌کند و با استفاده از تمثیل‌های مختلف، حس ناخوشایند خود را توصیف می‌کند. شاعر به طولانی شدن آرزوها اشاره می‌کند که تنها باعث افزایش درد و رنج می‌شود. همچنین، او بر این نکته تأکید دارد که حتی در جمع بزرگان، دل کوچکی از احساسات دارد و می‌تواند با کودکان و افراد دیگر ارتباط برقرار کند. به طور کلی، شعر حس عمیق رنج و ارتباط با دیگران را به تصویر می‌کشد.