نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عالم آب است جام می زدست ما شکست

چون حباب این کاسه آخر بر سر دریا شکست

با سرشکم شوخی در خون تپیدن هم نماند

ضعف تا بال و پر پرواز رنگم را شکست

کامیاب لذت افتادگی خواهی شدن

گرخوری از نعمت دنیا بخور جویا شکست!‏

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به حسرت و ناکامی‌های زندگی اشاره می‌کند. او می‌گوید که زندگی مانند آب است و همه چیز ناپایدار و شکننده است. از شکست‌های احساسی و جسمی خود صحبت می‌کند و از ضعف‌هایی که مانع پرواز او می‌شود، یاد می‌کند. در نهایت، او به لذت‌های دنیا و افتادگی اشاره می‌کند، به این معنا که اگر می‌خواهی از نعمت‌های زندگی بهره‌مند شوی، باید با حقیقت و واقعیت مواجه شوی.