نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دل از خیال رخت سرخوش ایاغ گل است

نگه بروی تو پروانه چراغ گل است

به ماه عارض او چهره شد ز بی رویی

دلم همیشه ازین رو چو لاله داغ گل است

به باغ باده دلم غم کشیده ام نکشد

کرا هوای قدح نوشی و دماغ گل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عاشقانه خود می‌پردازد. او از شادابی دل خود در خیال معشوق سخن می‌گوید و زیبایی او را به گل و پروانه تشبیه می‌کند. چهره معشوق به دلیل دوری و نداشتن او همچون ماهی می‌ماند که در سایه است. همچنین شاعر اشاره می‌کند که دل او مانند لاله‌ای داغ و شیدا است و غم عشق را به مثابه باده‌ای در باغ دلی که همیشه در جستجوی معشوق است، تعبیر می‌کند. در نهایت، او خواهان لذت از عشق و شوق به معشوق است.