نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را

ز درد ساغر غم ای محبت شاد کن ما را

نوشتم در وصیت نامهٔ طومار آه خود

که صیدی را به خون غلطان چو بینی یاد کن ما را

خمارم رهبر دشت فنا گردید ای ساقی

کرم فرما و از ته جرعه‌ای ایجاد کن ما را

خراب رنجش بیجا شده معمورهٔ طاقت

بیفشان گرد کلفت از دل و آباد کن ما را

خمارِ بادهٔ غفلت فراوان درد سر دارد

ز سر جوش ندامت ساغری امداد کن ما را

سراغ ما نمی‌یابی مگر در وادی عنقا

ز خود رفتن به هر جا می‌رسی فریاد کن ما را!‏

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غازلی از شاعر، دعوت به رهایی از درد و غم است. او از ساقی می‌خواهد که با بخشش عشق و محبت، او و دیگران را از رنج‌های بی‌دلیل آزاد کند. شاعر در وصیت‌نامه‌اش به یادآوری دردهای خود اشاره می‌کند و از ساقی می‌خواهد که جرعه‌ای از معجزه عشق به او بدهد. این شعر نشان‌دهنده ناامیدی شاعر از وضعیت موجود و longing برای آرامش و آزادی روحی است. او همچنین اشاره می‌کند که در جستجوی خود، به جاهای نامتناسبی می‌رود و نیازمند کمک و یادآوری به دیگران است.