نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مهربانی با خلایق پاسبان دولت است

در حقیقت دل شکستن کسرشان دولت است

بر شکم سنگ قناعت بند و آسایش گزین

سیری از چیزی که ممکن نیست نان دولت است

گر حقیقت بین شوی، خون دل خود می خوری

آنکه سرمست شراب ارغوان دولت است

باده نوشی را که باشد پادشاه وقت خویش

ابر عالم گیر بر سر سایبان دولت است

در به روی خلق بگشا تا ببینی فتح باب

راندن دربان ز درگه پاسبان دولت است

لقمهٔ بی شبه در کشکول فقر آماده است

خون دلها نعمت الوان خوان دولت است

کی رود جویا علم از سیلی پرچم زجای

بردباری با سبک مغزان نشان دولت است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی اهمیت مهربانی و بخشندگی در جامعه را بیان می‌کند. شاعر معتقد است که مهربانی با مردم، نگهبان دولت و حکومت است و دل شکستن مردم هیچ سودی ندارد. او به قناعت و آسایش اشاره می‌کند و می‌گوید که گاهی سیر بودن از نعمت‌های دنیوی ممکن نیست. در ادامه، می‌گوید که اگر به حقیقت نگاه کنی، باید به دل‌درد خود توجه کنی. همچنین اشاره می‌کند که باده نوشی و خوشگذرانی در شرایط عادی، نشانه‌ای از قدرت و سلطنت است. شاعر از خوان گسترده‌ای صحبت می‌کند که برکت‌های آن حاصل خون دل‌ها و تلاش‌های انسان‌هاست. در نهایت، به اهمیت تحمل و رفتار با افرادی که آگاهی کمتری دارند، اشاره می‌کند و این‌ها را نشان‌دهنده قدرت و بزرگی یک حکومت می‌داند.