شمارهٔ ۳۵۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
رفتن از رنگی به رنگی نعمت الوان ماست
تا درون ما خم صهبای صدرنگ آرزوست
بر جگر دندان فشردن نعمت الوان ماست
بسکه برچیدیم با دامن سرشک از چشم تر
مردمک چون لاله داغ گوشهٔ دامان ماست
من غلام آنکه جویا خاک پای قنبرش
قبلهٔ ما کعبهٔ ما دین ما ایمان ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از احساسات عمیق و غمانگیز شاعر نسبت به جدایی و اشتیاق به وصال میگوید. شاعر با تشبیهاتی مانند "سیماب آسا" و "رنگی به رنگی" به تغییرات احساسی و ناپایداری احساسات در موجودیت خود اشاره میکند. همچنین، او از دردها و رنجهای عاشقانهاش صحبت میکند که بر دلش سنگینی میکند. در نهایت، او به عشق و ارادتش به شخصی خاص، که به نوعی مراد و قبلهاش است، اشاره میکند.