شمارهٔ ۳۵۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
در دیده اش اکلیل شهان، تاج خروس است
دنیا که به چشم تو بود زال کهن سال
در دیدهٔ بالغ نظران تازه عروس است
هر غنچه که دیدم بهم آورده لب شوق
بر نقش کف پای تو آمادهٔ بوس است
هر نرگس گلزار بود دیدهٔ عبرت
هر برگ گل باغ، کف دست فسوس است
جز سرزنش از اهل جهان قسمت او نیست
در پرورش دور شکم آن که چوکوس است
چون آینه جویا همه جا روی بیاید
آنرا که بری چهره اش از نقص عبوس است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان زیباییها و ویژگیهای خاص فردی میپردازد که با غباری از خاک طوس آراسته است. در این اشعار، دنیا به عنوان یک عروس جدید توصیف میشود و عشق و شوق در آن موج میزند. غنچهها و نرگسها به عشق و زیباییهای این فرد اشاره دارند و در عین حال، بخشی از سخن به چالشها و سرزنشهای موجود در زندگی اشاره میکند. در نهایت، تصویر جالبی از فردی ارائه میشود که با وجود نقصها، زیبایی و جاذبه خاصی دارد.