نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است

شعلهٔ آواز پرسوزش کبابم کرده است

‏ عشق را نازم که بهر سکهٔ داغ جنون

از همه افراد عالم انتخابم کرده است

با زمین هموار گشتن در ره فقر و فنا

کان کیفیت چو خمهای شرابم کرده است

می فشارد بسکه دل را پنجهٔ مژگان او

پای تر سر اشک ریزان چون سحابم کرده است

اشک در چشمم ز حیرت خشک چون آیینه شد

آتش رخسار او با آنکه آبم کرده است

هر چه می گویی مسلم هر چه می خوانی قبول

دور باش حیرت امشب لاجوابم کرده است

پیش من نبود زمان زندگی بیش از دمی

تا هوایش خالی از خود چون حبابم کرده است

تا بکی جویا غم از بیداد هجرانش خورم

من که یاد عارضش خرد و خرابم کرده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق عاشقانه شاعر می‌پردازد. او از تأثیر رقص معشوق بر خود می‌گوید که آتش عشق را در وجودش شعله‌ور کرده و او را دچار جنون ساخته است. شاعر عشق را به عنوان یک انتخاب خاص می‌ستاید و از دشواری‌های زندگی و فقر یاد می‌کند که به مثل خم‌های شراب او را تحت تأثیر قرار داده است. عشق معشوق چنان شدید است که دل او را می‌فشارد و او از شدت احساساتش به اشک می‌افتد. هرچند که می‌بیند او نمی‌تواند بر حیرت خود غلبه کند و زندگی‌اش به یک لحظه خلاصه می‌شود. شاعر در نهایت به غم و دلتنگی ناشی از دوری معشوق اشاره می‌کند و به یاد او خرد و خراب شده است.