شمارهٔ ۳۹۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ابروست که بر چهرهٔ دلدار بلند است
یا مطلع برجستهٔ بسیار بلند است
در ظرف خیال تو محال است درآید
پست است ترا دانش و اسرار بلند است
بگرفت دل از تربیت جسم که خانه
آید به نظر تنگ چو دیوار بلند است
هرگز چو چیده گلی از فیض بهاران
زان روی زبان گلهٔ خار بلند است
گوته بود از ساغر می دست امیدم
یا مصطبهٔ خانهٔ خمار بلند است
خود را به مکان در و دیوار نسنجی
هشدار که این مرتبه بسیار بلند است
پهلو زده بر مقطع او مطلع خورشید
جویای ترا پایهٔ افکار بلند است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که درباره زیبایی و بلندای ابروی محبوب و مشکلات درک آنچه در خیال میگذرد صحبت میکند. شاعر به ارتباط دل و جسم اشاره میکند و میگوید که دل از تربیت جسم آزاد است. در ادامه، ذهن و امید را با نخبگی و بلندی مقایسه میکند و هشدار میدهد که ارزش واقعی خود را نشناسیم. همچنین به مقایسهای از خورشید و افکار عمیق اشاره میکند. در مجموع، شعر به زیبایی، پیچیدگی احساسات و ارزشهای درونی انسان میپردازد.