نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نوبهار است و شد از بسکه فراوان گل سرخ

کوه و صحرا برد امروز به دامان گل سرخ

باغ را موج صفا از سر دیوار گذشت

کرده تا در چمن نامیه طوفان گل سرخ

نکهت طرهٔ مشکین تو دارد زانرو

به کف باد صبا داده گریبان گل سرخ

ساغر و خنده زنان روی برافروخته باز

آمدی نام خدا چون به گلستان گل سرخ

باد شادی و غم عاشق و معشوق مدام

تا بود ناله کنان بلبل و خندان گل سرخ

قرمزی شاه نجف زینب این نه چمن است

هست در گلشن امکان شه مردان گل سرخ

سایهٔ مرحمتش تاج سر جویا باد

تا به گلزار بود خرم و خندان گل سرخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر زیبا، شاعر به توصیف فصل بهار و زیبایی‌های گل سرخ می‌پردازد. او از فراوانی گل‌های سرخ در کوه و دشت صحبت می‌کند و می‌گوید که حتی باغ نیز تحت تأثیر زیبایی این گل‌ها قرار گرفته است. بادی وزیدن می‌گیرد که عطر و بوی خوش گل سرخ را به ارمغان می‌آورد و باعث شادی و خنده می‌شود. شاعر به ارتباط میان عاشق و معشوق اشاره می‌کند و صحنه‌ای از خوشحالی و نشاط را به تصویر می‌کشد. در نهایت، او دعای خیر و برکت را برای افرادی که از زیبایی‌های این گل‌ها لذت می‌برند، به همراه دارد.