شمارهٔ ۴۰۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نجابت هر که با دولت چو خورشید برین دارد
اگر بر آسمان رفته است چشمی بر زمین دارد
زسودای تو بر لب هر که آه آتشین دارد
به رنگ شمع محفل گریه ها در آستین دارد
مباش از چرب نرمیهای خصم کینه جو ایمن
که خنجر چین همواری زجوهر بر جبین دارد
خسیسانند در بند فریب لذت دنیا
بلی دام گرفتاری مگس از انگبین دارد
عجب نبود گر از ننگم فرو رفته است در خاتم
بسی شرمندگی نام من از روی نگین دارد
زگردش های او بر اهل عالم حال می گردد
ادای نرگس نازآفرینش آفرین دارد
به جز ایثار مال از پادشاهان خوش نما نبود
وگرنه از جواهر کوه هم چندین دفین دارد
بود ایمن اگر هر روز از طاق فلک افتد
چو خورشید برین آن کس که چشمی بر زمین دارد
شهید آرزوی لعل آن لب در لحد باشد
سلیمانی که پنداری زمین زیر نگین دارد
فلک را نیست از یکرنگی من آگهی جویا
مرا دارد غمین هر جا دلی اندوهگین دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیم نجابت، وفاداری و فریبندگی در زندگی میپردازد. به این نکته تأکید میشود که هر کس که نجابت و مقام والایی دارد، حتی اگر به اوج قلهها رسیده باشد، همچنان به زمین و واقعیتها توجه دارد. همچنین، شاعر خطر فریب و تودرتویی دنیا را هشدار داده و به ناپایدار بودن لذات دنیوی اشاره میکند. در ادامه، به شرم و ننگ ناشی از رفتارهای ناپسند اشاره شده و بر اهمیت ایثار و صداقت در حاکمیت تأکید میشود. در نهایت، شاعر ضمن یادآوری غم و اندوه شخصی، میگوید که از یکرنگی و وفاداری در این دنیا خبری نیست و او به دلهای غمگین مینگرد.