نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

لبت از خود شراب می طلبد

دلم از خود کباب می طلبد

از می لاله گون لبی ترکن

باغ حسن تو آب می طلبد

هر که از شوخی تو آگاه است

از درنگت شتاب می طلبد

به رخش آنکه گرم می بیند

زآن گل رو گلاب می طلبد

دلم از نسبت لبش جویا

بادهٔ لعل ناب می طلبد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره می‌کند. لب و دلبری معشوق مانند شراب و گل است و دل شاعر تشنه‌ی زیبایی و عشق اوست. او از می و شراب لاله‌گون لب معشوقش می‌گوید و آن را نشانه‌ای از باغ حسن و زیبایی می‌داند. همچنین، عشق و شوخی معشوق باعث شتاب و خواست در دل دیگران می‌شود و گلابی که از گل‌روی او می‌چکد، نشان‌دهنده‌ی زیبایی و جذابیت اوست. در نهایت، شاعر به تمایل خود برای نوشیدن باده‌ی ناب از لب‌های معشوق اشاره می‌کند.