شمارهٔ ۴۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو را
طپیدن های دل صحرا به صحرا برد آهو را
حریف نکته چین را پاسداری کن چو آیینه
یکی صد گوید از عیبت شکستی گر رسد او را
چو نقش پا به هر گامی سری بر خاک اندازد
فسان از سخت رویی باشد آن شمشیر ابرو را
نگردد تنگ دستی پردهٔ روی هنر هرگز
به جیب پاره چون پنهان تواند داشت گل، بو را
وفور نور حسنش مانع نظاره شد جویا
صفای جبهه اش باشد نقاب آن روی نیکو را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، زیبایی و تاثیر چهرهای دلربا توصیف شده است. شاعر با اشاره به تأثیرات روحی و احساسی ناشی از دیدن این زیبایی، حسادت و حسرت را نیز به تصویر میکشد. او میگوید که هیچکس نمیتواند از زیبایی او چشمپوشی کند و حتی در تنگدستی هم نمیتوان این زیبایی را پنهان کرد. همچنین، شاعر به قدرت و جذابیت چهرهاش اشاره کرده و میگوید که زیبایی او مانند نقابی بر روی چهرهی نیکو وجود دارد که مانع از دیدن کامل آن میشود.