نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد

نگه در دیده‌ام بی‌تاب چون پروانه می‌سوزد

سراپا محشر پروانه‌ام بی‌شمع رخساری

به تن هر قطره خونم بس که بی‌تابانه می‌سوزد

دمی بی‌شغل عشقت نیست دل در سینه می‌دانم

که این کودک ز آتش‌بازی آخر خانه می‌سوزد

شبی کز گرم‌خونی‌های مینا چهره افروزی

ز عکست می چو داغ لاله در پیمانه می‌سوزد

ز شمع جلوه‌اش بزمِ که روشن گشته است امشب

که بر بی‌تابی‌ام جویا دلِ پروانه می‌سوزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و شدت احساسات عشق و دلدادگی اشاره دارد. شاعر خود را به شمعی تشبیه می‌کند که در کنار معشوق می‌سوزد و به پروانه‌ای که بی‌تابانه دور شمع می‌گردد، مشابهت می‌بخشد. دلنوشته‌ها نشان‌دهنده‌ی عشق آتشین و عمیق اوست، به‌طوری که هر لحظه و هر قطره خونش در اثر این عشق می‌سوزد. عشق او آنچنان شدید است که تصور می‌کند در پی‌اش تمام وجودش در آتش می‌سوزد و خانه دلش از این عشق و شور و شوق در حال سوختن است. در نهایت، شاعر از زیبایی‌های بزم و عکسی که به یاد معشوق بر دلش نقش بسته، سخن می‌گوید که همه چیز را پر از شمع و نور کرده است و او را بیشتر در حال سوختن می‌بیند.