نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند

قدح از موج صهبا بزم بر هم خورده را ماند

نهانم همچو بوی غنچه در آغوش دلتنگی

فضای شش جهت یک خاطر آزرده را ماند

نبیند زخم تیغ عشق هرگز روی بهبودی

که از هر بخیه دندان بر جگر افشرده را ماند

قدح از جوش موج باده در چشم سیه مستان

بعینه دیدهٔ مژگان بهم آورده را ماند

مرا کاری به زاهد نیست جویا مصرعی گفتم

سویدای دل افسرده خون مرده را ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احوالات دلbroken و رنجیده خویش اشاره می‌کند. او با تشبیه رنج خود به بی‌پرده شدن مینا، احساساتش را بیان می‌کند. در ادامه، به تاریکی و درد عشق اشاره می‌کند که هیچ گاه بهبود پیدا نمی‌کند و زخم‌هایش همیشه باقی می‌ماند. همچنین، باید از وسوسه‌های دنیا و زاهدان فاصله بگیرد، زیرا دل افسرده و ناامید او به افکار و احساساتی عمیق تر اشاره دارد. در کل، شعر نشان‌دهنده عواطف غمگین و ناپایدار شاعر است.