شمارهٔ ۴۵۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون برقع مشکین ز رخ آل گشاید
از پلک و مژه دیده پر و بال گشاید
در فکر خموشی پر پرواز خیال است
اندیشه ام از بستن لب بال گشاید
از نقش قدم چون کمر جلوه ببندی
صد چشم به راه تو ز دنبال گشاید
آیینهٔ دل ساغر خون گشت زچشمی
کز شوخی مژگان رگ تمثال گشاید
جویا غزل فکرت عالی نسب است این
از دل گر هم عقدهٔ تبخال گشاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند. وقتی چهره او از زیر برقع سیاه بیرون میآید، نگاهها و احساسات را تحت تأثیر قرار میدهد. اندیشه و خیال در او پرواز میکند و شاعر اشتیاق و انتظار را در دلش حس میکند. همچنین، با اشاره به قدمهای معشوق، چشمهای بسیاری در انتظار او به راهاندازی میشوند. شاعر به احساسات عمیق خود و زیباییهای درونیاش اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که این غزل بیانگر فکر و احساسات عمیق اوست.