شمارهٔ ۴۵۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
که سیل گریه ام را کوه و صحرا برنمی تابد
گل چاکش به رنگ غنچه در جیب و بغل ریزد
می زورین ما را ظرف مینا برنمی تابد
دل پراضطراب من زضبط اشک تنگ آمد
شکوه گوهرم را شور دریا برنمی تابد
زیاد آرزو مانند گل از یکدگر باشد
دل آزرده ام بار تمنا برنمی تابد
زلعلش نوش دارویی مگر گردد روان بخشم
مریض درد او ناز مسیحا برنمی تابد
نخواهم گر همه در دست جویا از فلک هرگز
دل وارسته ام ننگ تقاضا برنمی تابد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم عمیق خود صحبت میکند که حتی شیرینیهای زندگی یا زیباییهای طبیعت نمیتوانند آن را کاهش دهند. او احساس میکند که درد و اضطرابش بیشتر از آن است که دیگران بتوانند درک کنند. زیباییهای دنیا و آرزوها نیز نمیتوانند او را تسکین دهند. شاعر همچنین اشاره میکند که نمیخواهد به دنبال چیزهایی باشد که ممکن است دلش را به دست آورد، زیرا دل آزادش هیچ ننگی از تقاضا ندارد. به طور کلی، شعر بیانگر عمق غم و نارضایتی شاعر از زندگی و نیاز به آزادی از وابستگیهاست.