شمارهٔ ۴۵۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به ابرو الفتی پیوسته آن مژگان خم دارد
غلط کردم نگاهش دست بر تیغ ستم دارد
اشارت سنج بزم حیرتم از بی زبانیها
هر انگشتم زبان عرض حالی چون قلم دارد
دهان خنده چشم گریه گردد اهل غفلت را
اگر امروز دل خوش نیست کس فردا چه غم دارد
نماید مایه دار فیض باقی اهل همت را
کف سائل چه منت ها که بر دست کرم دارد
ز بیداد نگه دانسته جویا چشم می پوشد
به جرم عشق بازی هر که دل را متهم دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ابرو و مژگان معشوق و همچنین تأثیر نگاه او بر دل و روح خود اشاره میکند. او احساس میکند که نگاه معشوقش به شدت تاثیرگذار است و او را به حیرت میاندازد. همچنین به تضاد میان شادی و غم و مشکلاتی که از فراموشی بر دل خود میسازد، پرداخته است. شاعر به این نکته اشاره میکند که افرادی که عشق را در دل خود دارند، ممکن است با درد و رنجهایی مواجه شوند، اما این عشق ارزشمند است و باید قدر آن را دانست.