شمارهٔ ۴۵۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به صد محنت دهان ما ز روزی بهرهور گردد
بلی این آسیا پیوسته از خون جگر گردد
روم فرسنگها از خود ز بس در بزم حیرانی
تکلم بر زبان شکوه آلودم جگر گردد
بود پاشیدن از خود در هوایت اوج پروازش
دلم را همچو گل گر لخت لختش بال و پر گردد
ز فیض ابر دست ساقی امشب چشم آن دارم
که بر سر شعله شمع بزم را گلبرگ تر گردد
ز شرح سوز دل گویی رگ برقی است می ترسم
که مکتوبم بلای جان مرغ نامه بر گردد
پی پاس فلک جویا به ضبط گریه مشغولم
مباد از سیل اشکم این کهن دیوار برگردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر اشاره شده است. او با وجود محنتها، از روزی بهرهور میشود و به نوعی از این شرایط رنج میکشد. شاعر در بزم حیرانی، احساس ناامیدی و عذابی را تجربه میکند و در تلاش است تا با عشق و امید به پرواز برسد. او به زیبایی شب و نعمتهای آن اشاره کرده و آرزو دارد که در آن محیط گلبرگهای جدیدی به وجود بیاید. همچنین، نگرانی از درد دل و تأثیر آن بر وجودش را بیان میکند و به حالت غمانگیز و گریههایش اشاره میکند که ممکن است دیوارهای زندگیاش را فروریخته کند.