نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند

عبیر نور این فانوس بر پیراهن افشاند

شراب آرزوها مست خواب غفلتم دارد

خوی خجلت مگر مشت گلابی بر من افشاند

گریبان چاک غلطد همچو گل هر غنچه از مستی

اگر ته جرعهٔ خود را به خاک گلشن افشاند

ضعیفم لیک هرگز ناز گردون بر نمی دارم

من آن مورم کز استغفا به خرمن دامن افشاند

نسیم از خاک بر می گیردم گر از هواداری

غبار کوی او یکبار بر فرق من افشاند

حقیقت جوی جویا تا شود کام دلت شیرین

ثمرها چیند آن دستی که نخل ایمن افشاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساساتی عمیق و پیچیده می‌پردازد. شاعر از زیبایی و روشنی آفتاب صحبت می‌کند که همچون دامن گسترش می‌یابد و نور را پراکنده می‌کند. او از شراب آرزوها و خواب غفلت سخن می‌گوید که او را مست کرده و باعث حس خجلت او می‌شود. شاعر با تصویرگری جذاب، به غنچه‌ها و گل‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد چگونه مستی و تجارب زندگی او را می‌چرخاند. او خود را ضعیف توصیف می‌کند ولی از ناز و مداخله دنیا، سر تسلیم فرود نخواهد آورد. شاعر به دنبال حقیقت و لذت‌های شیرین زندگی است و به تمایل خود برای رسیدن به آن اشاره می‌کند. در کل، شعر یک سفر احساسی و جستجوی درونی را به تصویر می‌کشد.