شمارهٔ ۴۷۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
به بال شعلهٔ آواز در پرواز می آید
زکنج لب به رنگ نافه از آهو فرو ریزد
ز بس آه من از دل سر به مهر راز می آید
نشان ناجوانمردی بود فکر خودآرایی
کی از طاووس آید آنچه از شهباز می آید
ز بس سر در گریبان خموشی غنچه سان ماندم
به گوشم از شکستن های دل آواز می آید
به پای صید مطلب رشتهٔ طول امل بستی
رها هر چند سازی در کف دل باز می آید
در و دیوارها را مستعد رقص می بینم
مگر جویا به بزمت امشب آن طنار می آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات عمیق و رنج درونی خود را با تصاویری زنده و نمادین بیان میکند. او از عشق و شور و شوقی صحبت میکند که مانند شعلهای در دلش میرقصد و از آن آوازهایی به گوشش میرسد. او همچنین به ناامیدی و خاموشی خود اشاره دارد و از شکستن قلبش و غم عمیقش میگوید. شاعر به رقصی که در ذهنش میبیند و زیباییهای آن اشاره میکند، در حالی که درونیترین احساساتش را به تصویر میکشد. در نهایت، او به انتظار و امیدی به برگزاری جشنی در آینده اشاره میکند.