نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به خون دیدهٔ حسرت سر رشته اند مرا

زسوز عشق نکویان برشته اند مرا

ندیده رنگ رخم روی سرخیی هرگز

خط جبین مگر از زر نوشته اند مرا

همیشه بسته لب از عیب مردمان باشم

برای بخیهٔ این زخم رشته اند مرا

جواب آن غزل «فکرت» است این جویا

‏«چو صفحهٔ غلط از سر نوشته اند مرا»‏

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و دردهای ناشی از آن صحبت می‌کند. او به حسرتی که در دل دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید که از عشق زیبا رویان رنج می‌برد. شاعر در مورد زیبایی ظاهری‌اش می‌گوید که هرگز رنگی از سرخی بر چهره‌اش دیده نشده و تنها نشانه‌ای از آن بر پیشانی‌اش دیده می‌شود. او به این نکته اشاره می‌کند که همواره سکوت کرده و از عیوب دیگران صحبت نکرده است، اما زخم‌های درونی‌اش را نمی‌تواند پنهان کند. در پایان، او به غزلی اشاره می‌کند که نشان‌دهنده دقت او در فکر و احساساتش است و از آن به عنوان صفحه‌ای شبیه به متن نادرست یاد می‌کند.