نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

در این صحرا به گوشم شور محزونی نمی‌آید

صدای شیون زنجیر مجنونی نمی‌آید

شهادتگاه ما را کار هرکس نیست پی بردن

که چون نقش نگین از زخم ما خونی نمی‌آید

ترا در همسرانت سرکشی چون شعله می‌زیبد

بلی این شیوه از هر جامه گلگونی نمی‌آید

تو وسعت مشربی را بسته‌ای گویا به خود زاهد

کز این دامان صحرا بوی مجنونی نمی‌آید

صدای نالهٔ زنجیر دارد ریزش اشکم

چو من دیوانه‌ای جویا ز هامونی نمی‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس تنهایی و غم شاعر در بیابان اشاره دارد. او از عدم وجود صدا و شوری در اطرافش شکایت می‌کند و به احساس درد و زخم‌های عمیق خود اشاره می‌نماید. شاعر به چگونگی ارتباط خود با معشوقه‌اش و ویژگی‌های شخصیت او می‌پردازد و تأکید می‌کند که برخی از احساسات و ویژگی‌ها در او نمی‌گنجد. همچنین، او از ناله‌های درونی خود و جنون و عشق‌اش صحبت می‌کند و به دردی که به دل دارد اشاره می‌کند. در کل، شعر به بحثی عمیق درباره عشق، درد و احساسات پیچیده می‌پردازد.