نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۷ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سراپا را چو در رخت زمردفام می‌پیچد

به خود چون تاک سرو از رشک آن اندام می‌پیچد

حیا دارد لبش را این قدرها کم‌سخن با ما

چو برگ غنچه از شرمش زبان در کام می‌پیچد

چو عکس لعل او در ساغر می آتش اندازد

ز بی‌تابی به خود گرداب‌آسا جام می‌پیچد

شکست امروز خم از سنگ جورش محتسب را بین

که بر بی‌دست و پایی با هزار ابرام می‌پیچد

گلوی تر نسازد باده جویا دور از آن محفل

مِیَم گرداب‌سان بی‌لعل او در کام می‌پیچد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره می‌کند که به رنگ زمردی خود را می‌پوشاند و باعث حسادت دیگران می‌شود. او همچنین زیرکی و حیا را در لبان معشوق توصیف می‌کند که از گفت‌وگو پرهیز می‌کند و به شکلی رازآلود در کلام می‌پیچد. در ادامه، اشاره‌ای به شوق و عطش شاعر برای نوشیدن از جامی که پر از عشق و زیبایی است، دیده می‌شود. شعر همچنین به شکست و ناامیدی دیگری که دچار حسرت و خشم شده اشاره می‌کند، و در نهایت، اشتیاق شاعر به باده‌ای از عشق و زیبایی که معشوقش نمایانگر آن است، به تصویر کشیده شده است.