شمارهٔ ۴۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدنها
مرا صحرا به صحرا میبرد جوش تپیدنها
به جای شیر از طفلی ز بس خوناب غم خوردم
مرا گهوارهٔ راحت شد آغوش تپیدنها
چنان از شش جهت افشرد سختیهای ایامم
که رفتم چون رگ یاقوت از هوش تپیدنها
بحمدالله که شد دردم دوای درد بیدردی
نهد مرهم به نیش راحتم نوش تپیدنها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی تجربههای درد و رنج شاعر است. شاعر از محرومیت و دشواریهایی که در زندگی داشته، میگوید و به ویژگی تپش و جوش زندگی اشاره میکند. او به یاد میآورد که به جای شیر در دوران کودکی، درد و غم را چشیده است. همچنین از فشارها و سختیهای زندگی سخن میگوید که او را به زخمهایی مانند یاقوت تشبیه میکند. در نهایت، شاعر به نوعی آرامش و التیام دست مییابد و به اهمیت تجربهها و تپشهای زندگیاش اشاره میکند که باعث درک درد و لذت میشود.