نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نباشد عقده‌ای در خاطر ار ابنای دنیا را

به سان رشتهٔ گوهر به هم راهیست دل‌ها را

به خال روی رنگی می‌دهم نسبت سویدا را

نهان در گرد کلفت دیده‌ام از بس که دل‌ها را

شوم چون اشکریزان در تمنای گل رویی

سرشکم دامن گلچین کند دامان صحرا را

ز وحشت درتنم هر موج خون باشد رگ برقی

سراغم منصب آوارگی بخشیده عنقا را

زبان نازش از هر جنبش ابرو بفهماند

که اینک با همین شمشیر گیرم ملک دلها را

بود هر مد آهم رشته طول امل جویا

نهان کردم زبس در پرده های دل تمنا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ابراز احساسات عمیق خود نسبت به عشق و ارتباطات انسانی می‌پردازد. او می‌گوید که اگر بین انسان‌ها هیچ عقده و کینه‌ای نباشد، دل‌ها مانند رشته‌های گوهری به هم متصل هستند. شاعر زیبایی چهره معشوق را توصیف کرده و احساساتش را نسبت به او بیان می‌کند. او در پی زیبایی و دلربایی است و با احساساتی پرشور از عشق، به سراغ محبوب می‌رود. وجود وحشت و اضطراب در دلش را بیان می‌کند و از تلاشش برای دستیابی به مقام عشق صحبت می‌کند. در پایان، شاعر به آرزویش برای رسیدن به عشق واقعی و عمیق اشاره می‌کند که در پرده‌های دلش نهان است.