نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ترک همره رهنمای کوی ماه من بود

چشم پوشیدن ز مردم شمع راه من بود

من که چشم عیب بینی را نمی پوشم زخلق

سر زند از هر که تقصیری گناه من بود

چون شمیم غنچه از خوناب دل جوشیده ام

سرو رنگین جلوه ای گر هست آه من بود

گر به ظاهر زان گل رو چشم می پوشم ولی

هر بن مژگان کمینگاه نگاه من بود

من چرا لرزم به خویش از آفتاب روز حشر

سایهٔ آل عبا جویا پناه من بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و زندگی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که ترک دوست، او را به یاد زیبایی‌ها و محبت‌ها می‌اندازد و چشم‌پوشی از دیگران به معنای پیروی از عشق اوست. او خودش را به عنوان کسی معرفی می‌کند که از عیب‌ها و تقصیرهای دیگران چشم‌پوشی نمی‌کند و از درد دل خود به عنوان نشانه‌ای از زندگی یاد می‌کند. همچنین، او در تلاش است تا عشق واقعی را از طریق نگاه و احساساتش تجربه کند و از خداوند پناه می‌طلبد تا در روز رستاخیز دچار ترس نشود. در کل، این شعر حاکی از عمق احساسات، تلاش برای فهم عشق و جستجوی آرامش در دل آشفتگی‌های زندگی است.