نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز تیغ ناز خون خلق بیرحمانه می ریزد

به آیینی که گویی باده در پیمانه می ریزد

فشارد بر دلم دندان ز هر دندانه از غیرت

چو طرح اختلاط آن زلف کج با شانه می ریزد

به سعی خود گشودن کی توان قفل در روزی

کلید اینجا بسان ماه نو دندانه می ریزد

گدازد آتش رشکش چنان امروز گلشن را

که رنگ از ساغر گل چون می از پیمانه می ریزد

وطن در گرمسیر عشق رندی را سزد جویا

که از خاکستر پروانه رنگ خانه می ریزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و فراق پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویری همچون ریختن خون و باده، به شدت احساسی و بی‌رحمی این تجربه‌ها اشاره می‌کند. او با بیان اینکه غیرت و عشق بر دل او فشار می‌آورند، نشان می‌دهد که احساسات عشق چقدر می‌توانند پیچیده و دردناک باشند. همچنین، به قفل‌هایی که عشق نمی‌گذارد گشوده شوند و آتش رشک که زیبایی را می‌سوزاند اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از وطن و عشق رندی صحبت کرده و به وضعیت سرزمین والای خود اشاره می‌کند که از خاکستر پروانه مانند رنگی زیبا و ماندگار به جا می‌گذارد.