نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۲ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آید

نفس از سینه ام بر لب دم شمشیر می آید

سبکروحان کنند از بادهٔ کوچکدلی مستی

به بزمم از لب پیمانه بوی شیر می آید

به که گسترده زلف او بساط دلفریبی را

که از دلها صدای شیون زنجیر می آید

زفیض بیخودی منظور اهل دید خواهی شد

به گوشم این نوا از عالم تصویر می آید

به روی بوریای فقر با آلایش دنیا

منه پای هوس زین بیشه بوی شیر می آید

چرا منت کش اندیشهٔ بیجا کنی دل را

که از تدبیر آید آنچه از تقدیر می آید

دلم بشکفت زیربار کهسار غم از یادش

از این گلزار بوی گلشن کشمیر می آید

مزاج کودکان در پیری ام چون صبحدم باشد

هنوزم از دهان خشک بوی شیر می آید

چسان بی او به گلگشت چمن راضی شوم جویا

که بر رویم نسیم گل دم شمشیر می آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با ذکر زیبایی و جذابیت معشوق، احساسات عمیق و عشق را به تصویر می‌کشد. شاعر از یاد ابروی معشوق شروع کرده و با بیان تأثیرات شگرف آن بر خود، از مستی و دل‌باختگی سخن می‌گوید. او به زلف و زیبایی معشوق اشاره می‌کند که بر دل‌ها تأثیر عمیق دارد و نواهایی خوش بر گوشش می‌رسد. شاعر به تضاد میان فقر و دنیا اشاره کرده و بر این نکته تأکید دارد که باید از هوای نفس دوری کرد. در نهایت، با یاد معشوق، حسی از پیری و غم را تجربه می‌کند و می‌گوید که حتی در این حالت نیز به یاد شیرینی و زیبایی عشقش زنده است. به طور کلی، شعر بیان‌کننده عواطف شیرین و تلخ عشق و تأثیرات آن بر زندگی فردی است.