شمارهٔ ۴۹۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
حسن صوتی آتش افروز دل من می شود
این چراغ از شعلهٔ آواز روشن می شود
می توان در رفتن از خود بیشتر برداشت فیض
مرغ را زان دست در پرواز دامن می شود
با حریف تندخو دایم خموشی پیشه ام
آنچه از تمکین او کم گردد از من می شود
سختی و نرمی بهم در کار باشد زانکه تیغ
می برد چون اتفاق آب و آهن می شود
بسکه از بیداد او جویا دلم در هم شکست
طوطی این آیینه را گر بیند الکن می شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق انسانی است. شاعر از قدرت صدا و موسیقی سخن میگوید که دلش را آتش میزند و او را روشن میکند. او در تلاش است تا از خود گذر کند و از آنچه میداند، بهرهبرداری کند. در رابطهاش با دیگران، خصوصاً با فردی تندخو، سکوت را پیشه میکند تا از تنشها کاسته شود. همچنین شاعر به تضادهای زندگی اشاره میکند و میگوید که سختی و نرمی در تعامل با یکدیگر هستند. در نهایت، او از درد و بیدادی که متحمل شده، صحبت میکند که باعث میشود روحش پریشان شود.