نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۷ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زفریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد

زدرد ناله ام افغان دل هر سنگ بردارد

ته سنگ گرفتاری نماند از نگین دستش

تواند هر که دل از فکر نام و ننگ بردارد

ز دل گرد کدورت برد اشارتهای ابرویش

مگر این صیقل از آیینهٔ ما زنگ بردارد

به رنگ پرتوی کز شمع محفل هر طرف افتد

هوا از پهلوی رخسارهٔ او رنگ بردارد

سر و کار دل دیوانه ام افتاد با طفلی

که هر جا ناله بر می دارد این سنگ بردارد

نه تنها جذب حسنش می برد از سینه دل جویا

صفا ز آیینه، از می نشئه وز گل بردارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی احساسات عمیق عاشقانه و زیبایی‌های فردی است که شاعر به آن اشاره دارد. شاعر از درد و ناله‌های دل خود سخن می‌گوید و بر این باور است که تنها کسی که می‌تواند از این درد رهایی یابد، کسی است که به زیبایی‌ها و معانی والای زندگی توجه کند و از فکر نام و ننگ آزاد باشد. او به قدرت تاثیر ابرو و چهره معشوق اشاره می‌کند و بر این نکته تاکید می‌کند که زیبایی آن معشوق می‌تواند زنگارهای دل را برطرف کند. در نهایت، شاعر عشق را به گونه‌ای توصیف می‌کند که حتی سنگ‌ها را هم به حرکت در می‌آورد، و از زیبایی‌های او شفافیت و صفا را نتیجه می‌گیرد.