شمارهٔ ۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چنان پرورده آغوش نزاکت در کنار او را
که سنگینی کند پیراهن بوی بهار او را
به سیر گلشنش با این نزاکت چون توان بردن
رسد ترسم ز موج نکهت گل زخم خار او را
خراش خار بیند از رگ گل رنگ رخسارش
شود گر در چمن برگ گلی آیینه دار او را
نباشد بی فشار غم بر ما عزتی دل را
دل عاشق چو خون گردید باشد اعتبار او را
گلاب از عارض او گرمی نظاره ام گیرد
دهم جویا در آغوش نگه از بس فشار او را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر احساس میکند که محبت و نزاکت معشوق به حدی قوی است که بر او تأثیر عمیق میگذارد. او به زیبایی گلها و عطر بهار اشاره میکند و از ترس آسیبهای احتمالی که ممکن است به این زیبایی وارد شود، نگران است. همچنین، شاعر به علاقه و اشتیاق خود اشاره میکند و بیان میکند که عشق او ارزش و اعتباری به دلش میدهد. در نهایت، شاعر از لذتهای عاطفی و زیباییهای معشوق به وجد آمده و تلاش دارد تا این احساسات را به تصویر بکشد.