شمارهٔ ۵۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زدل بیرون می برد یاد ایام شبابم را
عمارت می کند پیمانه ای حال خرابم را
زبان رمز می فهمی مشو غافل زمکتوبم
به خود پیچیدن او می نماید پیچ و تابم را
به یک لبخند قانع نیست دل، ساقی سرت گردم
تبسم بیشتر کن، شورتر گردان کبابم را
شب هجران دلم را می گزد پیمانه پیمایی
زبان مار سازد دوریت موج شرابم را
دلم افلاک را از هر طپش در لرزه اندازد
به چشم کم نشاید دید جویا اضطرابم را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عاشقانه و یادآوری روزهای جوانی است. شاعر از عشق و حال نامناسب خود صحبت میکند و به زیبایی و تاثیر لبخند معشوق اشاره میکند. او نیز به دوری و دردهای ناشی از آن اشاره میکند و احساس اضطراب و بیقراری خود را به تصویر میکشد. شاعر به زبان رمز و نشانهها اشاره میکند و نشان میدهد که عمق این احساسات را فقط کسانی که تجربه کردهاند میفهمند.