شمارهٔ ۵۰۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زبزم غیر در ظاهر چه شد گر یار برگردد
چو مژگانش ز خود یارب دلش زاغیار برگردد
در آوازم اثر کرده است از بس ضعف تن بی او
صدای ناله ام حاشا که از کهسار برگردد
شوی با لطفش ار با خاک یکسان صاحب اقبالی
بود برگشته بختی آنکه از کس، یار برگردد
شمیم صد چمن زیبد غبار راه جولانش
به چشمم چون نگه زان گلشن رخسار برگردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از حال و روز خود در غیاب یار سخن میگوید و از شدت درد و ضعف جدایی از او مینالد. او آرزو دارد تا یار به او برگردد و میگوید که حتی اگر بزم و ظاهری وجود نداشته باشد، حضور یار برای او ارزشمندتر از همه چیز است. شاعر همچنین میگوید که زیبایی و خوشبویی یار، بر همه چیز برتری دارد و امید دارد که بخت به او روی آورده و دوباره یار را در کنار خود ببیند.