شمارهٔ ۵۰۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بیدلی کو واله دیدار آن طناز ماند
دیدهٔ حیران در فیضی به رویش باز ماند
بسکه وحشت کرده از طبل تپیدنهای دل
رنگ ما چون طایر تصویر در پرواز ماند
آه عالم سوز باشد در غبار خود نهان
نالهٔ مستور ما در پردهٔ آواز ماند
دست عشقم زین چمن در غنچگیها چیده است
زان زبان در پردهٔ دل سر به مهر راز ماند
از سر زلش نشد جویا دل ما وارهد
مرغ بی بال و پری در چنگل شهباز ماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره حسی عمیق و دردناک از عشق و longing (دلتنگی) صحبت میکند. شاعر از حالتی بیدار و حیران ناشی از دیدار محبوب میگوید و توصیف میکند که چگونه دلش به خاطر تپشهای عشق وحشت زده و در جستجوی معشوق به پرواز رفته است. همچنین به نالههای خاموش و دردهای نهفته در دل اشاره میکند که در پردهای از غم پنهان شدهاند. در نهایت، تصویر یک مرغ بدون بال و پر در قفس نشان دهنده احساس اسیری و ناکامی در عشق است. شاعر با این تمثیل، عجز و ناتوانی خود در عرصه عشق را به تصویر میکشد.