نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خصم چون گردید عاجز بردباری پیشه کرد

مار چون بی دست و پا شد، خاکساری پیشه کرد

همچو شمع و شعله می میرد زیکدم هجر او

در جهان با دشمن خود هر که یاری پیشه کرد

بر رخش در خواب غفلت زدخوی خجلت گلاب

آنکه از کردار زشتش شرمساری پیشه کرد

گشته باران آبروی عالم از افتادگی

شد عزیز مصر خوبی آنکه خواری پیشه کرد

تا در دل‌ها از او جویا بود یک کوچه راه

دم به دم آن کس که همچون نای زاری پیشه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی احساسات و رفتار انسان‌ها در مواجهه با مسائل و مشکلات می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که هنگامی که دشمنان توانایی خود را از دست می‌دهند، بردباری پیشه می‌کنند و وقتی فردی در شرایط سخت قرار می‌گیرد، به خاکساری و تواضع روی می‌آورد. او همچنین از رابطه میان عشق و هجران سخن می‌گوید و به تاثیر کردارهای زشت بر شخصیت انسان اشاره می‌کند. در انتها، به این نکته می‌رسد که هر کس که در دل خود عرق احترام و محبت دارد، باید در برابر مشکلات تسلیم نشود و با نرمی و زاری برخورد کند.