شمارهٔ ۵۲۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پای بر آسودگان خواب راحت می زند
قامت آن شوخ پهلو بر قیامت می زند
ترسم از رخسارش آب و رنگ ریزد بر کنار
حسن سرشارش ز بس موج طراوت می زند
کام بر می دارد از کیفیت صاف طهور
هر که شبها تا سحر جام ندامت می زند
گوییا از خوبنهای دل شکستن غافل است
آنکه بر مینای ما سنگ ملامت می زند
آبرو را می کند همچون گهر گردآوری
هر که دست دل به دامان قیامت می زند
آنکه جویا مگس بر خوان کس ناخوانده رفت
بر سر از شرمندگی دست ندامت می زند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف تاثیری میپردازد که زیبایی و جذابیت یک شخص بر دیگران میگذارد. او به خواب راحت و آرامش اشاره کرده و از نگرانیش نسبت به زیبایی این شخص مینویسد که ممکن است باعث ایجاد مشکلاتی شود. شاعر به این نکته اشاره میکند که افرادی که شبها به تفکر و ندامت میپردازند، میتوانند از زیبایی و طراوت زندگی بهرهمند شوند. همچنین، او به این موضوع اشاره دارد که کسانی که به عوامل منفی و ملامت در زندگی توجه میکنند، از ارزشهای حقیقی و معنوی دور میشوند. در نهایت، شاعر به جمعآوری آبرو و ارزشها بهمانند گوهر اشاره میکند و ضرورت درک زیباییها و ندامت از خطاها را به تصویر میکشد.