نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

فلک تیغ ستم کی از من مهجور بردارد؟

کجا از عاشقان زار دست زور بردارد؟

ز چشم اشک ندامت بسکه دردآلود می ریزد

ز سیلاب سرشکم بحر رحمت شور بردارد

دلم در خوردن خوناب غم زین پس نیندیشد

نپرهیزد امید از خویش چون رنجور بردارد

ز بس گردیده پر شور شرارت جای ان دارد

که طرح خانهٔ خود از دلت زنبور بردارد

دمی با خود برآ تا رستم دوران شوی جویا

چو بگردد کمان حلقه از خود زور بردارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق و رنج‌کشیده شاعر را از ستم زمان و عاشقانه‌ها بیان می‌کند. شاعر از درد جدایی و ناتوانی در مقابله با ستم و سختی‌های زندگی سخن می‌گوید و به امید و انتظار آینده‌ای بهتر اشاره دارد. او به تصویر کشیدن غم و اشک‌های خود می‌پردازد و در نهایت از خود می‌خواهد که همچون رستمی قوی و پیروز، بر مشکلات غلبه کند و از زنجیرهای زور رها شود. این شعر نمادی از امید به آزادی و رهایی از دردهای عاطفی است.