نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۲ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا قامتش به سیر چمن شد ز جا بلند

از برگ نخل را شده دست دعا بلند

ای چرخ کامرانی جاوید از آن تست

از بس فتاده ایم نشد آه ما بلند

یابد اگر زپاس نفس رتبه ای دلت

خوشتر بود از آنکه شوی بر هوا بلند

از ترک مدعاست که گردد دعا قبول

دست دعا مکن ز پی مدعا بلند

حق نمک مجو ز سیاهان که کرده است

ابروی تو به روی تیغ جفا بلند

جویا به خلوتی که لبم داد ناله داد

می گردد از شکستن دلها صدا بلند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی مانند دعا، امید، و دردهای ناشی از جدایی و ناکامی می‌پردازد. شاعر از بلندی قامت محبوب در میان چمن و دعاهایی که به سمت آسمان بلند می‌شود سخن می‌گوید. او به چرخ‌فلک کائنات اشاره می‌کند که تا چه حد بر زندگی انسان‌ها تأثیر می‌گذارد. همچنین بیان می‌کند که دعا کردن باید بدون تقاضای خاصی باشد تا مؤثر واقع شود. شاعر از درد و رنجی که در دل دارد می‌نالد و به شکستن دل‌ها و صداهایی که از آن برمی‌خیزد اشاره می‌کند. در نهایت، او از محبت و جفا صحبت می‌کند و تأکید دارد که در سادگی و پاکی نیت‌ها، تأثیر دعا بیشتر است.