نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به معشوقی سزاوار است حسنی گو ادا دارد

وگرنه هر گلی کز خاک می‌روید صفا دارد

شکست نفس از فیض کمال نفس می‌باشد

ز غلتانی در یکدانهٔ ما آسیا دارد

رباید بیشتر دل را چو گردد حسن کامل‌تر

به پیچ و تاب خط رخسار او موج صفا دارد

به هر مویش دو عالم می‌دهم بیعانه خوش باشد

اگر زلف سیاه او سر سودای ما دارد

نمی‌ترسد اگر از تیغ بازی‌های ابرویش

چرا آیینه از جوهر زره زیر قبا دارد

به صحرایی که در وی خاک گردد کشتهٔ چشمت

ز ریگش روغن بادام اگر گیرند جا دارد

پی آزار ما با دیگران شد سرگردان امشب

نگاه از جانب هرکس که می‌دزدد به ما دارد

ز درد می خمیر دل بود صهباپرستان را

بلی آیینهٔ ما جوهر از موج صبا دارد

ببین در صنعت نیرنگ سازی دست قدرت را

که نه گوی از فلک پیوسته رقصان در هوا دارد

نمیراند دلی را هرکه دارد مسلک جویا

به کیش دردمندان شمع کشتن خونبها دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و به این نکته می‌پردازد که معشوق باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد تا شایسته عشق و محبت باشد. شاعر به توصیف زیبایی‌های ظاهری و باطنی معشوق می‌پردازد و به عشق و علاقه‌ای عمیق اشاره می‌کند که تاثیر آن بر دل و جان عاشق به خوبی نمایان است. همچنین به بازیگوشی و حشر و نشر عشق و زیبایی در زندگی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق و زیبایی می‌تواند دل را به زحمت بیندازد و آن را از آرامش دور کند. در نهایت، شاعر اشاره به قدرت و تاثیری دارد که عشق و زیبایی بر زندگی انسان‌ها می‌گذارد.